|
در مدح حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام سر می نهم امشب به کف پای ابوالفضل تا مست شوم از می مینای ابوالفضل با ذکر ابوالفضل زند غیرت ما موج شور است و شرف سر الفبای ابوالفضل قاموس شرف را زدم آن روز تورق تا بلکه کنم حل معمای ابوالفضل عباس : ادب ، عشق ، وفا ، مردی و غیرت دریایی از اینها شده معنای ابوالفضل گفتند قمر ، قرص قمر گشت خجالت خورشید بود جلوهٔ سیمای ابوالفضل حیران شده بر قامت او سرو دلارا جانم به فدای قد رعنای ابوالفضل حیدر که خودش بازوی اژدر فکنی داشت بوسه زده بر دست توانای ابوالفضل سرلشکر و سرهنگ زیاد است به عالم اما نشود هیچ کس همتای ابوالفضل در کرب و بلا داد به او شاه علم را چون زیبد علم بر قد و بالای ابوالفضل در عرصه به هرکس که نظر با غضب افکند افتاد ز وحشت به قدمهای ابوالفضل إنی أنا العباس چو میگفت به میدان می گشت عیان هیبت عظمای ابوالفضل در خاتمهٔ جنگ بسی کشته که دیدند خورده ست به طومارشان امضای ابوالفضل ****** علیرضا حضرتی ( ناعمی ) برچسبها: علیرضا حضرتی ناعمی
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت   توسط حاج محمد محمد قاسمی
|
|
|